برگشتن پیش دوست جونی های وبلاگی خودم بعد از حدود 2 ماه
یه سلام ویژه به همه دوستای خوب و مهربون وبلاگی خودم ,



دلم برای همتون تنگ شده دوست جونی های گلم ,


و یه سلام مخصوص هم به دخمل نازنازی و گل خودم , فاطمه جونی خوشگلم , 

که حدود 2 ماهه وبلاگش رو به روز نکردم و از خاطراتش چیزی ننوشتم , 

علت اصلی این تاخیر , قطعی ناگهانی نت
و بعد از اون هم رفتن من به مسافرتی نسبتا طولانی به تبریز و نبود دسترسی به نت بود .
به زودی و به محض اینکه این دخملی نازنین و گل که هنوز دل دردهاش ادامه داره به من فرصتی بده , میام و از علت غیبت این چند وقته و خاطرات این ایام براتون مینویسم . 
از همه دوست جونی های خوب و مهربون و خوش قلبم که این مدت از ما بیخبر موندن و نگرانم شدن , معذرت خواهی میکنم و امیدوارم من رو ببخشن بابت این کوتاهیم , ولی باور کنین اصلا دسترسی به نت نداشتم تا خبرتون کنم دوستای گلم , 
و از همگیتون ممنونم که توی این مدت اومدین و برامون کامنت گذاشتین و ما رو فراموش نکردین مهربونا ,
و اما تا یه پست مفصل بخوام بزارم چند تا از عکسهای فاطمه جونیم که طی همین سه چهار روز اخیر و بعد از برگشتن از سفر گرفتم رو براتون میزارم دوستای نازنین و مهربونم , تا این تاخیر طولانی جبران بشه , البته تا حدودی 
این عکس 106 روزگی دخملی منه توی خونه مادر جون بعد از برگشتن از مسافرت
قربونت برم که 3 ماه و نیمه شدی عزیزم



دخمل سه ماه و نیمه من بعد از برگشتن از مهمونی 
فدات شم که امشب خونه مادر جون خیلی خانوم بودی و اصلا گریه نکردی نازنینم 
امشب بر خلاف شب اول و دوم , اصلا با عمه جونیا غریبی نکردی گل نازم 

این عکس رو هم خونه مادرجون گرفتم , شبی که نبود و رفته بود مشهد , زیارت قبول 
106 روزه هستی و من تورو بردم دکتر و از اونجا رفتیم خونشون تا به عمه جونیا سری بزنیم ,



قربون پستونک خوردنت با اون ژستت برم من عزیزمممممممممممم



( دیگه خسته شدم حسابی مامانی , چقده منو میبلی مهمونی آخه , بعدشم همش عکس میگیلی )




اینم دخملی 108 روزه منه 
ظهره و روی پای مامانیش خوابیده و مامانی داره یواشکی تا بیدار نشده , ناخنهاش رو میگیره تا بعدش هم ببردش حمام
فدای خوابیدنتتتتتتتتتتتتتتتتتت



( مامانی فک نکنی من خواب خوابما , زیر چشمی حواسم هست دالی چی کالا میکنی مامان)


اینم همون روز قبل از بردن دخملی به حمامه , داشتم آمادش میکردم ببرمش حمام
فدات بشم فاطمه جونی مننننننننننننننن


و این هم بعد از حمام که دخملی خواب رفته حسابیییییییییی





برگشتن پیش دوست جونی های وبلاگی خودم بعد از حدود 2 ماه 
