دخمل بلا , نور چشمی و عزیز دل مامان و بابا

فاطمه جونم این وبلاگ رو من و بابایی تقدیم میکنیم به تو دخمل نازنین و دوست داشتنیمون که با اومدنت نور و آرامش و شادی بیشتری به خونمون هدیه کردی

ما اومدیم بعد از یه خونه تکوووووووووونی حسااااااااااااااااااااابی

1393/11/27 1:40
1,134 بازدید
اشتراک گذاری

 

اول از همه :

 

دختر نازنین و زیبای من , 13 ماهگیتتتتتتتت مبااااااااااااااااارککککککککک عزیز دلممممممممم

 

 

 

 

 

 

دختر گل مامان در 13 مااااااااااااااااااهگییییییییییییییییییی

 

 

 

 

اینجا , بعد از خونه تکونی , حسااااااااااااااابی خوشحال بودی ,

 

و از حال و هوای جدید خونمون هم ذوق زده بودیاااااااا کلک ....

 

شاید هم از اینکه کارای مامانی تموم شده بود اینقدر شااااااااااااااااااااااااادی جیگرمممممممم

 

 

 

 

 

البته کار مامانی که تمومی نداره جون دلم , اونم با دخملی بازیگوش و بلایی چون توووووووو

 

 

 

 

 

 

 

و امااااااااااااااااااااااا :

 

 

سلام دوستای نازنین و گل و مهربون و باوفای خودمممممممم

 

ببخشید که مدتی نبودم و شما رو هم توی بی خبری گذاشتم دوستای خوب و بی نظیرممممم

 

دیگه خونمون یه خونه تکونی حساااااااااابی لازم داشت ,

 

که زیر و روش تمیز بشه و یه رنگ و بوی تازه ای بگیره ,

 

تا اینکه منم روحیم بهتر بشه و انرژی بگیرم و بتونم مادر و همسر بهتری باشم دیگه ...

 

 

اما خودمونیما , کل خونه رو ریختم به هم و شد اسباب کشی به جای خونه تکونی ... خندونک

 

 

اما در عوض خونمووووووون حسااااااااابی تمیز شد و ماااااااااااه شد زیبا ...

 

 

آخه از اونجایی که بعد از زایمانم و با وجود بیقراریهای فاطمه نازنینم ,

 

و مراقبتهای زیادی که لازم داشت , و همینطور تنها بودنمون توی شهر قم , 

 

نتونستم توی این یک سال اخیر , اونطور  که باید و شاید , اسااااااااسیییی به خونمون برسم ,

 

واسه همین , تقریبا دو هفته بعد از جشن تولد یک سالگی فاطمه جون عسلممممم ,

 

تصمیم گرفتم یه خونه تکونی اساسی داشته باشم  ,

 

و ظاهر و باطن خونه رو یه سر و سامونی بدم خولاصه زیبا

 

 

 

 

 

 

اینم دخمل ناز نازی مامان , توی یکی از روزهای خونه تکونی ,

 

که رفته بود مهمونی , خونه دوستش زهرا جون , تا مامانی تند تند وایتکس کاریاشو انجام بده ...

 

 

از مامان زهرا جون واقعا ممنونم بابت زحمتهای زیادی که توی این مدت برامون کشیدن ,

 

و حسااااااااااابی هوای تو , عزیز دلم رو , داشتن و مراقبت بودن ...

 

 

 

 

 

خولاصه که دوستای گل و خوب من , دست تنهایی و با وجود دخملی بازیگووووشی

 

همچون فاطمه جونی نازم , که به شدت هم به من وابسته است ,

 

و به خصوص این روزها هم دیگه اجازه هیچ کاری رو بهم نمیده  ,

 

نمیشد  سریعتر از این کارای خونه رو تموم کرد ,

 

و به همین دلیل واقعا فرصتی نداشتم تا بیام نت دوست جونیااااااااام ...

 

 

بغلمحبتمحبتمحبتبغل

 

 

 

 

 

ولی این روزها وقتی خوب فکر میکنم ,

 

میبینم که خیلی وقتها , معرفت و محبت و مهربونی و همراهی و همدلی آدمهایی که

 

شاید زیاد نمیبینمشون , یا اینکه مدت کمی از آشناییم باهاشون میگذره ,

 

و یا حتی اونایی که توی دنیای واقعی نمیشناسمشون ,

 

از خیلی از آدمهای دیگه ای که شاید سالیان ساله میشناسمشون ,

 

خیلییییییی بیشتره !!!! , عجیب نیست به نظر شمااااااااااااا ؟؟؟ خندونک

 

 

البته بگذریم بهتره , که این قصه سر دراز دارددددددددد  .... هیس

 

 

 

 

 

میخوام که از همینجا  ,

 

از همه دوستای گل و مهربونی که از طریق نی نی وبلاگ , باهاشون آشنا شدم و

 

همیشه جویای حال ما بوده و هستن و حتی وقتی مدت زیادی نبودیم و خبری ازمون نبوده ,

 

نگرامون شده و میشن و با کامنتهای پر مهرشون همیشه شرمندمون میکنن ,

 

واقعاااااااااا تشکککککر کنممممممم بوس

 

 

خیلی مهربوووووووووون و با محبتیییییییییییین دوستای نازنینممممممممم ....بغل

 

 

ببخشین که با مشغله ای که این روزها دارم ,

 

فرصتی برای سر زدن به اینجا و کامنت گذاشتن و یا آپ شدن نداشتم خجالت ,

 

و حساااااااابی دلنگران و منتظر شدین دوست جونیای خوبمممممممم ...خجالت

 

جبران کنم دوستای باوفای من ...محبتمحبتمحبت

 

 

 

 

 

 

جییییییییییییییگگگگگگگگگگگگگگگر مامانی تو دخترررررررررررررر

 

 


این روزها به شدت دلبری میکنی نازنین دخترممممممم ,

 

بغل با خنده های شیرین و بوسه های گاه و بیگاهت بر گونه ام شیرینمممممبغل

 

 

 

 

 

 

 

و همینطور یه تشککککککککر ویژه هم دارمممممم ,

 

از همه دوستای گل و نازنین و خیلی مهربونی که توی این دو سال اخیر ,

 

و بعد از خرید آپارتمانمون , باهاشون آشنا شدم محبت

 

و خودشون میدونن کی هستن و چه کسایی مد نظرم هستن محبت,

 

و منظورم کدووووووووووممممممممم دوستای نازنینمننننننن بوس

 

و از تک تکشون برای کمک و همراهی و همدلی و مهربانیهای دلسوزانه و خواهرانشون ,

 

ممنووووووووووون و سپاسگزارمممممممممم ,

 

 

که همیشه مایه دلگرمی من بوده و هستین دوست جونیای گلمممممممممم ....

 

بغلبوسبوسبوسبغل

 

 

خیلی ممنووووووووووووووونمممممممممممم مهربونااااااااا ....محبتمحبتمحبت

 

 

توی این مدت آشناییمون , همیشه کمک حال من و جویای حال من بودین و هستین ,

 

و به خصوص بعد از به دنیا اومدن دختر گلم ,

 

همیشه توی همه مراحل , من رو راهنمایی و همراهی و کمک کردین ,

 

اون هم خالصانه و بی هیچ منت و توقعی ,

 

و این برای من خیلی خیلی باارزشه و خیلی خیلی ازتون ممنوووونممممممم ...بغل

 

 

توی این مدتی هم که خیلی کار داشتم ,

 

واقعا از کمک هاتون برای مراقبت از فاطمه جونی ,

 

و کمک توی انجام کارهای دیگه و همراهیتون ,

 

و از اینکه برای من همچون خواهر بودین و هوای من و دخترم رو داشتین ,

 

تا بتونیم سر و سامونی به خونه و زندگیمون بدیمممممم خیلی خیلی ممنووووونممممم ...

 

 

محبتبغلمحبت

 

 

 

محبت بازم از همگیتون متشکرمممممممم دوستای مهربون و با محبتم ....محبت

 

 

برای تک تک دوستای نازنینم که اشاره کردم , بهترینها رو از خدای مهربونمون خواستارممممم ...

 

 

بوسبوسبغلبوسبوس

 

 

 

 

-----------------------------------------------------------------------------------------------

 

 

 

 

فاطمه نازنینم در 13 ماهگیش ,

 

دندونهای هفتم و هشتمش رو که نیشهای دو طرف از پایین بودن رو درآورد ,

 

 و در 24 بهمن ماه , یعنی در 13 ماه و 10 روزگی , به طور کامل تر و مستقل تر راه افتاد ...

 

 

 

 

 

 

 

 

    

                    13 ماهگیت پر بوده از پیشرفتها و کارهای جدید و جورواجورت عسللللللللل من       

 

             13 ماهگیتتتتت و پیشرفتهاتتتتتت بازم مبااااااااااااارکککککک نازدونه و قشنگ من

 

 

 

 


به خاطر طولانی نشدن این پست و مثل همیشه به خاطر کمبود وقت مامان خانوم فاطمه جونی ,

 

پیشرفتها و شیطنتها و خاطرات فاطمه جونی رو از یک سالگیش تا به الان ,

 

توی یه پست دیگه مینویسمممممممم انشاالله ... 

 

محبت دلم برای همتون تنگ شده بود دوست جونیای مهربونممممم ....محبت

 

 

 

 

 

 

 

قاب عکس خاطره ای از دختر نازم در 11 دی ماه 93 , و روزهای نزدیک به یک ساله شدنش

 

 

همیشه بهترینییییییییییی عزیز دلم بغل , اینو همیشه یادت باشه جیگر مامان و بابا محبت

 

 

همیشه عاشقتمممممممممم و میبوسمتتتتتتتتت دختر مهربونممممممممم

 

بوسبوسبوس

 

پسندها (9)
نظرات (20) ارسال نظر
setareh
27 بهمن 93 1:51
به به سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااام به زهرا جون گل و دوست داشتی خودم ... خوشحالم که اومدی با یه پست جدید... خسته نباشی با این همه کار عزیزم ... الهی من فدای این دخمل خوشگل بشم ... انشاالله همیشه سلامت باشه ... دندونای جدیدشم مبارک ... چقدر تشکر کردی از مسئولین محترمه فدای محبتت عزیزم که اینقدر مهربونی و حواست به همه چی هست .. دلم برات یه ذره شده بود ... فاطمه جونم رو ببوس
مامان و بابایی دخمل بلا
پاسخ
سلام ستاره جون گل و مهربون و عزیزمممممممم ممنونم عزیز دلم از کامنت پر از مهر و محبتت ... , مثل همیشه مهربون و گلی و به ما لطف داری عزیزم ... مسؤولین محترمه و دست اندرکاران که خیلی زیاد بودن و نشد دونه دونه تشکر کنم , شنیدی که میگن : همسایه ها یاری کنین , میخوایم ... و ما بقی قضایا , الان این شعر حکایت من بود توی جریان خونه تکونی چی کاررررررررر کنم خووووووووووووووووب , دخمل بلا نمیزاشت کار کنم خوووووووووب فدات بشم خواهر جونم , منم دلم برات یه ریزه شده بود ... میبوسمت عزیز دلمممم ...
مامان ندا
27 بهمن 93 7:02
13 ماهگیت مبارک عسسسسسسلم و یه خسسسسسسسته نباشید اساسی هم به شما زهراجووون ... بالاخره اومدی ؟ خیلی میومدم وبلاگتون , ببینم آپ کردین یانه ؟ خوووووووش به حالت زهرا جوووون خونه تکونیتو کردی , من هنوز هیچ کار نکردم ... عزیزم انشاالله همیشه شاد و سلامت باشید و لحظه های زیبا و بسسسسیار خوبی رو در این خونه داشته باشید . بووووس برای هردوتون
مامان و بابایی دخمل بلا
پاسخ
سلام مامان ندای مهربون و نازنین صاینا جونم ممنونم عزیز دلم بابت تبریک 13 ماهگی فاطمه جونی و بابت لطف و محبت همیشگیت به ما و اینکه همیشه جویای حالمونی دوست خوب من ... باز هم ممنون که به وبلاگ ما میای و ببخش که من کمتر وقت میکنم بهت سر بزنم ... عزیزم انشاالله به زودی کارهای خونه تکونیت رو به سلامتی و خوشی انجام بدی و خیالت راااااااااااااااحت بشه دوست مهربونم ... ممنووووووووووووووون بابت دعای خیر و بسسسسسسیار زیبات عزیزم ... میبوسمتون ...
mahtab
27 بهمن 93 8:12
سلام دوست عزیزم
مامان و بابایی دخمل بلا
پاسخ
سلام مهتاب جون مهربونم , مامانی خوب علیرضا کوچولوی عزیزم ممنون از اینکه همیشه به ما محبت و لطف داری دوست خوبم ... میبوسمت عزیز دلم ...
setareh
27 بهمن 93 12:10
ماشاالله چقدر بزرگ شده , خانومممم شده . وای این عکس آخر , لباس صورتی با اون کلاه خوشگل , چقدر بهش میاد ... خیلی ناز شده , حتما اسپند دودش کن عزیزم ... دلم میخواد گازش بگیرم حسابی شوخی کردم گاز نمیگیرم , بوسش میکنم
مامان و بابایی دخمل بلا
پاسخ
سلام ستاره جون گل و نازنینم ممنونم عزیز دلم از محبت همیشگیت نسبت به فاطمه جونی ... چشمات خوشگلن عزیزممممممممممم ... اسپند هم به روی چشمممممممممم خواهر جونم ... فدای لطف و محبتت دوست خوب من ... میبوسمت ...
مامانی و بابایی دخمل طلا
27 بهمن 93 13:31
سلاااااااااااااااااااااااااااااام خسته نباشی دوست خوبم , آفرین منم دلم یه خونه تکونی حسابی می خواد , ولی نمیتونم , حلما خیلی مراقبت میخواد. همینطوری توی حالت عادی وقت کم میارم بووووووووس واسه فاطمه جونی
مامان و بابایی دخمل بلا
پاسخ
سلام مامانی گل و مهربون حلما جون عزیزم ممنونم دوست خوب من از اینکه همیشه همراه و جویای حالمی ... انشاالله فرصت میکنی یه خونه تکونی خوووووووووب انجام میدی عزیز دلم , اصلا عجله نکن , الان مهمترین مساله , مراقبت از حلما کوچولوی گل و نازمونه , کار خونه که تمومی نداره و همیشه هست , حتی بعد از خونه تکونی , من هم توی این یک سال , بیشتر انرژی و وقتم برای مراقبت از فاطمه بود , درکت میکنم که وقتت کم باشه عزیزم ... غصه به دلت راه ندیااااااا , همه چی به مرور زمان درست میشه دوست جونی گلم ... میبوسمت عزیزم ...
♥ نیکتا ♥
27 بهمن 93 18:53
هوای آرزوهایت اسپندی دود میکنم که دور باشد چشم بد از چشمهای مهربانت ... اگه دوست داشتید به وب من سر بزنید , خوشحال میشم نظر بدین . آپم
مامان و بابایی دخمل بلا
پاسخ
سلام نیکتا جون عزیز و گلم ممنونم که به وبلاگ ما اومدی و ممنون از کامنت زیبات عزیزم ... انشاالله در اولین فرصت , میام پیشت نیکتا جون ...
setareh
27 بهمن 93 23:31
سلام عزیزم ... اجازه میدی یکی از عکسای دخترت رو بردارم ؟؟؟؟؟؟ رو در بایستی نکن , اگر دوست داشتی بیا وبم و اطلاع بده
مامان و بابایی دخمل بلا
پاسخ
سلام ستاره جون گل و مهربونم خواهش میکنم گلم , تو همیشه به ما محبت داشتی خواهر جونم ... میام پیشت عزیز دلم ... میبوسمت دوست خوب من ...
خاله شيدا و روشا
28 بهمن 93 8:29
سلام مامانی خسته نباشی , قربون فاطمه عزيزم برم من ، موهاش بلند شده چه ناناز شده
مامان و بابایی دخمل بلا
پاسخ
سلام خاله جون مهربون و گل شیدا و روشا جونم ممنونم عزیز دلم که میای پیشمون و جویای حالمونی ... همیشه نسبت به فاطمه جونی محبت داری گلم ... ممنووووونممممممم ... میبوسمتون ...
گل آرا مامان طاها و تارا
28 بهمن 93 8:57
سلام دوست جونی خودم سلام به مامانی مهربون و فاطمه جونی خودممممممم آخ که با این همه عکسایی که میزاری نمیدونی من چه ذوقی میکنم . فدای خنده هاش بشم. بعللللله دیگه حسابی سرت شلوغ شده , آره . یه روز باید بیای پیش من , اونوقت ببینی شلوغ یعنی چی فدای نگاه معصومش بشم . با تاخییر زیاد تولد جیگری رو تبریک میگم . زنده باشه 120 سال , همیشه در پناه حق و زیر سایتون ... بازم شرمندتم عزیزم . روی ماهشو از طرف من ببوس . دوستتون دارم
مامان و بابایی دخمل بلا
پاسخ
سلااااااااااااممممممم گل آرای مهربون و نازنینم , مامانی بی نظیر دوقلوهای عسلمممممم چقدرررررررر خوشحالم اینجا میبینمتتتتتت عزیزم ... ممنون که با این همه مشغله , میای و به ما سر میزنی گلم ... همیشه به فاطمه جونی لطف و محبت داری عزیز دلمممممم ... منوووووووووووونتممممم ... و باز هم ممنون دوست خوب من بابت دعای زیبا و خیر و تبریک تولد فاطمه جونی ... واقعا میدونم که دوقلو بزرگ کردن سخته و سر تو حساااااااابی شلوغه نازنینم ... خدا قوت دوست مهربوووووووونمممممممم ... میبوسمت عزیز دلم ...
میس کافه
28 بهمن 93 10:28
سلام عزیزم چه عکسای نازی , خدا حفظش کنه , امیدوارم هر جا هستین شاد و سلامت باشین و دلتون شاد و پر از نور خدا باشه ...
مامان و بابایی دخمل بلا
پاسخ
سلام میس کافه گل و نازنین و عزیزممممممم ممنووووووووووونممممممم دوست خوب من بابت لطف و محبتت نسبت به ما ... و باز هم ممنوووووووون بابت دعای خیر و بسیاااااااااااار زیبات عزیز دلم ... خوشحالم که به ولاگ ما اومدی و برامون کامنت گذاشتی دوست جونی گلم ... میبوسمت ....